فقط من

فقط من

منم با خنده هایت گریه کردم

  • ۰۴:۵۳


بعضی شب ها صد سال است ، شب هایی از جنس دل تنگی ، شب هایی با صدای گریه ، شب هایی با خیال تو کنار جای خالیت ، شب هایی پر از صحبت های ناگفته و گوش های ناشنیده ، درونم غوغاییست از جنس جنون ، در سرم صداییست از جنس ارامش ، صدایی که می شنوم ولی هر چه دنبال صاحبش می گردم پیدایش نمی کنم ، پیش چشمانم چهره ی توست، ولی خودت کجایی؟ ، سخت است هم باشی و هم نباشی ،

ماهی قرمز ما دچار جهش ژنتیکی شد!

  • ۱۸:۴۲


خوب عید هم امدو رفت ، همه خوب ، همه خوشحال ، همه خندان ، بعضی ها با جیب های پر پول ، بعضی ها هم با جیب های خالی ، کار دنیا را ببین ، تا چند روز پیش جیبمان را پر می کردیم ، حالا یواش یواش دارند جیبیمان را خالی می کنند:))

تو را هم باز پنهانی دوباره ارزو کردم

  • ۱۳:۱۸
مادرم می گوید چرا شب ها دیر می خوابی ، مریض می شوی ، نمی داند هیچ عاشقی در دنیا نیست که بتواند شب ها با خیال راحت سرش را روی بالش بگذارد ، هنوز صدایت در گوشم نجوا می کند ، بهترین موسیقی دنیا ، بهترین قرص ارام بخش دنیا ، خدا را شکر می کنم ، خیلی از عاشقان حتی نتوانستند لحظه ای کوتاه صدای معشوق خود را بشنوند  ،خدا را شکر ساعت ها صحبت کردنت را در ذهنم دارم و هر روز مرورشان می کنم . اگر این ها را هم که نداشتم دیگر نمی دانستم چه کنم 

ز اشکم بی خبر ماندی و اهم را نمی بینی

  • ۱۸:۰۸

چه گریه هایی که با این اواز نکردم




زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی

 

                                  ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی

چه گم کرده کسی دارم که دل را بهر ان کردم

  • ۰۱:۰۵

شعری که امروز خودم سرودم و تقدیم می کنم به خانم دکتر


خبرچینی دو قلوهای به دل اقا

  • ۰۰:۱۵

گه گاهی من و دل اقا جان خلوت می کنیم ، امروز بد جوری احساساتش فوران کرده بود ، داشت فرمان اشک ریزی می داد که از ابزارهای جلوگیری استفاده کردم ، اخر مرد که گریه نمی کند ، البته می کند ولی نه جلوی بقیه !فقط تنهایی ، شما هم به کسی نگویید از من نشنیده بگیرید.

ویروسی به نام ع ر و س ی که تا حد مرگ انسان را مریض می کند!

  • ۱۵:۲۹

تمارض

از همان کودکی هم از ادم هایی که کارت ها را می اوردند متنفر بودم ، همیشه این ترس در وجودم بود که وقتی کسی در را می زند نکند کارت عروسی اورده باشد ، هیچ وقت دوست نداشتم به عروسی بروم ، اما مامان خانم همیشه من را به زور به عروسی ها می برد و من هم چیزی نمی توانستم بگویم ، الان هم که در دهه ی سوم زندگیم سپری می کنم باز هم نمی توانم روی حرف مامان خانم صحبت کنم ولی مطمئنا می توانم مریضی سختی بگیرم که من را از عروسی رفتن معاف کند!

البوم عشق را رها کن با نوازندگی اعضای خانواده من

  • ۱۶:۲۳
اوضاع خیلی قمر در عقرب شده است ، هر کسی در خانه ساز خودش را می زند ، مامان خانم که مخالف را کوک کرده و کلا با همه چیز من مخالف است ، اقا بابا با موسیقی میانه ی خوبی ندارد برای همین معمولا هیچ سازی را نمی زند ، ابجی خانم که کشته مرده را کوک کرده و دائم می گوید که خانم دکتر را رها کن ، دختران زیادی کشته مرده ات هستند ! ، اقا داداش هم که مثل همیشه سازش داد و بیداد را با هم  می زند و سر ما را می برد. من هم  که طبق معمول عشاق را می زنم و از عشق خودم پایین نمی ایم 

به جز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی دانم

  • ۲۲:۰۴
،عزیزم ،  یلدا مبارک ، امشب بلندترین شب سال است ، می دانی این یعنی چی ؟ یعنی من باید بیشتر از شب های دیگر دوریت را تحمل کنم تا خوابم ببرد ، یک دقیقه بیشتر ، می دانی چیست سرو بودم ، مثل یک کوه استوار ، حالا خمیده ام ، 

هرکس باید کنار دیوارش درس بخواند تا موفق شود

  • ۱۳:۵۴

من در این یک مورد از مسولین شهردای کمال تشکر را دارم ، پارک کنار محل کارش را می گویم ، به قول شاعر بین من تو فقط یک دیوار فاصله است ، اگر تهمت مالیخولیای شدن نخورم باید اعتراف کنم که نشستن در نیمکت پارک و زل زدن به دیواری که در پشت ان کسی قرار دارد که تمام زندگی من است ، لذت بخش ترین کار زندگیم شده است ، همه چیز برای یک تماشای عاشقانه محیاست ، پارک ، گل ، درخت ، و یک دیوار 

۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan