فقط من

فقط من

رویت را بر می گردانی که چه؟

  • ۲۲:۴۲

رویت را از من بر می گردانی که چه ؟ مگر غیر از این است که عاشقت هستم ، نیستم ؟ جواب سلامم را نمی دهی که چه ؟ مگر غیر از این است که تنها دلخوشیم شنیدن صدایت هست ؟ اسمان شاهد است ، تک تک ابرها می توانند برایت تعریف کنند که شب ها چگونه به خاطر دوریت اشک می ریزم ، انها معنی عشق را از گریه های من فهمیدند ، حالا معنی این بی محلی های تو را نمی فهمند !


دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که وقتی بر می گردم روی اسفالت دنبال جای پایت می گردم یعنی دیوانه ام  ، دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که هر شب برایت نامه می نویسم که از من متنفر نباشی یعنی دیوانه ام ، دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که زیر درخت بی ثمر داخل پارک نزدیک محل کارت سیب می چینم تا با هم سیب بخوریم ، یعنی دیوانه ام ، دیوانه شاخ و دم ندارد ، ولی دل دارد ، دلی که می تپد به خاطر تو ، دلی که می خواهد تو دلدارش باشی 
حالا هم ابرهای اسمان ، هم اسفالت ، هم درخت بی ثمر پارک می دانند که من تو را دوست دارم ، ولی نمی دانم تو چرا نمی خواهی عشقم را قبول کنی ، چرا؟

جهان پر فتنه خواهد شد از ان چشم و از ان ابرو

  • ۱۲:۳۴

 

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست

که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو

در سینه دلم گم شده ، تهمت به که بندم؟

  • ۲۱:۴۷
در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم
غیر از تو کسی راه در این خانه ندارد
" زکیا یزدی "

منم با خنده هایت گریه کردم

  • ۰۴:۵۳


بعضی شب ها صد سال است ، شب هایی از جنس دل تنگی ، شب هایی با صدای گریه ، شب هایی با خیال تو کنار جای خالیت ، شب هایی پر از صحبت های ناگفته و گوش های ناشنیده ، درونم غوغاییست از جنس جنون ، در سرم صداییست از جنس ارامش ، صدایی که می شنوم ولی هر چه دنبال صاحبش می گردم پیدایش نمی کنم ، پیش چشمانم چهره ی توست، ولی خودت کجایی؟ ، سخت است هم باشی و هم نباشی ،

ماهی قرمز ما دچار جهش ژنتیکی شد!

  • ۱۸:۴۲


خوب عید هم امدو رفت ، همه خوب ، همه خوشحال ، همه خندان ، بعضی ها با جیب های پر پول ، بعضی ها هم با جیب های خالی ، کار دنیا را ببین ، تا چند روز پیش جیبمان را پر می کردیم ، حالا یواش یواش دارند جیبیمان را خالی می کنند:))

تو را هم باز پنهانی دوباره ارزو کردم

  • ۱۳:۱۸
مادرم می گوید چرا شب ها دیر می خوابی ، مریض می شوی ، نمی داند هیچ عاشقی در دنیا نیست که بتواند شب ها با خیال راحت سرش را روی بالش بگذارد ، هنوز صدایت در گوشم نجوا می کند ، بهترین موسیقی دنیا ، بهترین قرص ارام بخش دنیا ، خدا را شکر می کنم ، خیلی از عاشقان حتی نتوانستند لحظه ای کوتاه صدای معشوق خود را بشنوند  ،خدا را شکر ساعت ها صحبت کردنت را در ذهنم دارم و هر روز مرورشان می کنم . اگر این ها را هم که نداشتم دیگر نمی دانستم چه کنم 

ز اشکم بی خبر ماندی و اهم را نمی بینی

  • ۱۸:۰۸

چه گریه هایی که با این اواز نکردم




زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی

 

                                  ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی

چه گم کرده کسی دارم که دل را بهر ان کردم

  • ۰۱:۰۵

شعری که امروز خودم سرودم و تقدیم می کنم به خانم دکتر


خبرچینی دو قلوهای به دل اقا

  • ۰۰:۱۵

گه گاهی من و دل اقا جان خلوت می کنیم ، امروز بد جوری احساساتش فوران کرده بود ، داشت فرمان اشک ریزی می داد که از ابزارهای جلوگیری استفاده کردم ، اخر مرد که گریه نمی کند ، البته می کند ولی نه جلوی بقیه !فقط تنهایی ، شما هم به کسی نگویید از من نشنیده بگیرید.

ویروسی به نام ع ر و س ی که تا حد مرگ انسان را مریض می کند!

  • ۱۵:۲۹

تمارض

از همان کودکی هم از ادم هایی که کارت ها را می اوردند متنفر بودم ، همیشه این ترس در وجودم بود که وقتی کسی در را می زند نکند کارت عروسی اورده باشد ، هیچ وقت دوست نداشتم به عروسی بروم ، اما مامان خانم همیشه من را به زور به عروسی ها می برد و من هم چیزی نمی توانستم بگویم ، الان هم که در دهه ی سوم زندگیم سپری می کنم باز هم نمی توانم روی حرف مامان خانم صحبت کنم ولی مطمئنا می توانم مریضی سختی بگیرم که من را از عروسی رفتن معاف کند!

۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan