فقط من

فقط من

اسطخودوس و بیماری های روانی

  • ۲۱:۲۰

نام فارسی: اسطوخدوس

نام علمی: Lavander

نام ترکی: ایسی قودوز، قاراباش اوتی

نام در منابع طب سنتی: حافظ الارواح (درمان کننده ی بیماری های روحی)

جایگزین قرص Fluphenazine (فلوفنازین) که برای بیماران روان پریش تجویز می شود

جایگزین قرصFluoxetine (فلوکستین) که برای بیماران افسرده تجویز می شود

جایگزین قرص Clonazepam (کلنوزپام ) که برای تشنج تجویز می شود

جایگزین قرص Valproic acid (والپرات سدیم) برای صرع تجویز می شود

جایگزین قرص Haloperidol(هالوپریدول) که یک داروی ضد جنون است

جایگزین قرص Chlordiazepoxide(کلرودیازپوکساید) که برای اضطراب تجویز می شود


هر گونه جایگزینی باید تحت نظر پزشک متخصص طب سنتی انجام گیرد و متن بالا صرفا جهت راهنمایی و اشنایی بیشتر می باشد

گاهی وقت ها بهتر است کر باشید

  • ۱۵:۲۵

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از

 آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتی دیدند

 که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند :

دیگر چاره ایی نیست .شما به زودی خواهید مرد .

دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و با

تمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند.

اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از

 تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید ?

به زودی خواهید مرد . بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم

 گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .

او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از

گودال تلاش می کرد .

بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ?

اما او با توان بیشتری برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد

 و بالاخره از گودال خارج شد.

وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند :

 مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟

معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در

تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند .

با چند رکعت نماز خواندن که کسی مسلمان نمی شود

  • ۲۱:۲۶

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم.جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا...


 پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند!


جوان با اشاره... به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد... پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند! پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.


 جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند،


 پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!

  • ۶

رساله علامه صمدی املی در باب انعقاد نطفه

  • ۱۸:۵۷

اکنون شایسته می دانیم جهت تطهیر قوة مولّده و مصوره آدابی را جهت انعقاد صحیح نطفه که مستفاد از احادیث و روایات فراوانی است خدمت عزیزان بیان نماییم:

در ابتدا باید به عرض برسانیم که طبق فرمایشات حضرت استاد علامه در کتابها، ازدواج برای انشاء صورت انسانی است نه برای اطفاء شهوت حیوانی و لذا تمام افعال و اعمال موردِ قصدِ قبل و بعد از ازدواج باید به گونه ای باشد که بدین مقصود و غایت منتهی شود. زیرا تمامی کیفیات نفسانی و مزاجی و احوال ظاهر و باطن والدین در کیفیت مزاجی و حصول استعداد نطفه انسانی دخیلند و اشخاص مطابق همان کیفیات، دارای اخلاق و احوال گوناگون می شوند، چنان که دارای اشخاص گوناگون اند. لذا پدر و مادر باید بسیار مراقب اعمال و نیات خود باشند که همۀ  آنها در نحوة تکون صورت انسانی دخلی بسزا دارند. پس در ازدواج حرف اطفاء شهوت و زناشویی مطرح نیست بلکه زهدان مادرِ عزیز کارخانه آدم سازی است و این صنع الهی باید به بهترین صورت پاک نگاهداشته شود.

رویت را بر می گردانی که چه؟

  • ۲۲:۴۲

رویت را از من بر می گردانی که چه ؟ مگر غیر از این است که عاشقت هستم ، نیستم ؟ جواب سلامم را نمی دهی که چه ؟ مگر غیر از این است که تنها دلخوشیم شنیدن صدایت هست ؟ اسمان شاهد است ، تک تک ابرها می توانند برایت تعریف کنند که شب ها چگونه به خاطر دوریت اشک می ریزم ، انها معنی عشق را از گریه های من فهمیدند ، حالا معنی این بی محلی های تو را نمی فهمند !


دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که وقتی بر می گردم روی اسفالت دنبال جای پایت می گردم یعنی دیوانه ام  ، دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که هر شب برایت نامه می نویسم که از من متنفر نباشی یعنی دیوانه ام ، دیوانه که شاخ و دم ندارد ، همین که زیر درخت بی ثمر داخل پارک نزدیک محل کارت سیب می چینم تا با هم سیب بخوریم ، یعنی دیوانه ام ، دیوانه شاخ و دم ندارد ، ولی دل دارد ، دلی که می تپد به خاطر تو ، دلی که می خواهد تو دلدارش باشی 
حالا هم ابرهای اسمان ، هم اسفالت ، هم درخت بی ثمر پارک می دانند که من تو را دوست دارم ، ولی نمی دانم تو چرا نمی خواهی عشقم را قبول کنی ، چرا؟

انواع افسردگی و درمان

  • ۲۲:۵۲

علائم

  • تفکرات منفی
  • لذت نبردن از زندگی
  • فکر کردن به خود کشی
  • تمایل به خوابیدن همراه بریدن از زندگی
  • یکدفعه و به صورت ناخوداگاه گریه کردن
  • ترس و اضطراب
  • زیاد شدن اشتها
  • کم شدن میل جنسی
  • بی توجه شدن به نظافت شخصی و زیبایی

اعمال ماه حزیران(تقریبا مطابق با تیرماه شمسی ) از رساله ذهبیه

  • ۲۳:۰۳

حزیران سى و یک روز است، در این ماه غلبه بلغم و خون از میان میرود و دوره استیلاى مره صفرا روى مى‏آورد در این ماه نیز از رنج و زحمت بسیار نهى شده و از خوردن گوشتهاى چرب و زیاده‏روى در مصرف گوشت و بوئیدن مشک و عنبر منع کرده‏اند.


خوردن سبزیهاى خنک مانند کاسنى و خرفه و خیار گل بسر و خیار چنبر و شیر خشت و میوه‏هاى مرطوب و مصرف ترشیها و گوشت- بره شش ماهه و هفت ماهه تا یک ساله و گوشت بز یک ساله و مرغهاى خانگى و طیهو و دراج و شیر گاو و ماهى تازه بسیار لازم و نافع است.


نکته: توصیه های بالا برای حالت سلامتی می باشد در صورت بیماری باید شرایط مزاجی ان بیماری را هم لحاظ کرد

بیایید کمی نسبت به سلامت جامعه حساس تر باشیم

  • ۱۳:۳۷

  1. ترس
  2. اضطراب
  3. بدبینی
  4. خودزنی
  5. دیگر زنی
  6. توهم
  7. مانیک
  8. افسردگی و......

جهان پر فتنه خواهد شد از ان چشم و از ان ابرو

  • ۱۲:۳۴

 

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست

که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو

در سینه دلم گم شده ، تهمت به که بندم؟

  • ۲۱:۴۷
در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم
غیر از تو کسی راه در این خانه ندارد
" زکیا یزدی "
۱ ۲ ۳ . . . ۵ ۶ ۷
Designed By Erfan Powered by Bayan