فقط من

فقط من

پسر روانشناس

سلام

اگر بخواهم خودم را به شما بشناسانم ، باید بگویم پسر خوبی هستم چون به حرف همه گوش می دهم و هیچ وقت نمی توانم روی حرف کسی حرف بزنم ، از جمع هایی مثل عروسی و عزا و ........متنفرم ، لاک تنهاییم را بیشتر ترجیح می دهم البته اگر مامان خانم بگذارند و مرا به زور این ور و ان ور نبرند . از رنگ ها قرمز و سبز را می پسندم ، قرمز را برای حرکت و سبز را برای ارامش ، از صداها صدای اواز گلپا و شجریان را دوست دارم و  از بو ها بوی گلاب را دوست دارم چون که شادم می کند . مادرم می گوید مردم تریاک می کشند و تو گلاب می کشی ، از بس که گلاب بو می کنم مادرم علاوه بر تریاک و هروئین و شیشه و .....گلاب را هم جز لیست مواد مخدر حساب می کند و ان را از دسترس من دور می کند ولی من هم جاسازهای خودم را دارم .

در زندگیم یک بار عاشق شدم ان هم  چه عشقی ، به قول شاعر محترم شیرین سخن که می فرمایند

سوز هجری دیده ام که مپرس 

درد هجری دیده ام که مپرس

گشته ام اخر کار و در جهان

دلبری برگزیده ام که مپرس

به خاطر تهمت زدایی از خودم به جای کلمه ........در شعر دیده ام استفاده کردم ، 

نمی دانم تا حالا خواستگاری خانم دکتر فته اید ، به طور مثال شما مدرکتان دیپلم باشد و به خواستگاری یک پزشک متخصص بروید ، مطمئنم هیچ کدامتان حتی به فکرتان هم خطور نمی کند این چنین کاری کنید ، ولی من کردم ، به نظرتان پاسخ چه بود ، خوب معلوم است دیگر فکر کردن نمی خواهد ، منفی ، پس از ان پاسخ منفی ای که دریافت کردم حس عجیبی در من برای تحصیل علم ایجاد شد که گویی روح ابوعلی سینا در جسم من تجلی کرد اما ابو علی سینا پس از مدتی چون کار وبار دشت از جسم من جدا شد و پی زندگی خودش رفت ، حالا هم ماهی یک دفعه شب امتحانات می اید و سری به من می زند و می رود 

بهتر است دیگر تمام کنم که اگر فکم گرم شود معلوم نیست چه چیزهایی را که نباید اعتراف کنم اعتراف کنم 

Designed By Erfan Powered by Bayan