فقط من

فقط من

گاهی وقت ها بهتر است کر باشید

  • ۱۵:۲۵

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از

 آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتی دیدند

 که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند :

دیگر چاره ایی نیست .شما به زودی خواهید مرد .

دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و با

تمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند.

اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از

 تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید ?

به زودی خواهید مرد . بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم

 گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .

او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از

گودال تلاش می کرد .

بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ?

اما او با توان بیشتری برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد

 و بالاخره از گودال خارج شد.

وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند :

 مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟

معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در

تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند .

وقتی دوست داری باید مسولیت پذیر باشی

  • ۱۳:۴۵
یادم می‌آید یک سال تمام ، پا روی زمین کوبیدم که من بلبل می‌خواهم
از من اصرار از پدرم انکار که باید خودت بزرگش کنی‌ها ...ا
گفتم باشد،
گفت مسئولیت دارد باید قبول کنی‌ها ...!
قبول کردم...
خرید !
از فردای آن روز، صبح زود باید از خواب بیدار می‌شدم و قبل از خوردن صبحانه‌ی خودم به بلبلم غذا می‌دادم ... ‌
خسته‌ام کرده بود، گاهی حتی زمان صبحانه‌ی خودم را برایش خرج می‌کردم و خودم گرسنه می‌ماندم ...
درک نمی‌کردم چرا روزهایی که من خوابم می‌آمد یا نبودم پدرم این‌کار را انجام نمی‌داد و با عذاب وجدان گشنگی کشیدن بلبل تنهایم می‌گذاشت...

یک روز که فراموش کرده بودم برایش غذا بگذارم ، به محض دیدنم سوت می‌زد و خودش را به قفس می‌کوبید... طوری که اشکم در آمد، حسابی شرمنده‌ام کرده بود ...
به پدرم نگاه کردم جوری که انگار او مقصر است ...
اما تنها جوابی که گرفتم این بود که؛
"دوست داشتن به همین سادگی‌ها نیست ..
باید مسئولیت دوس داشتن‌ات را قبول کنی ..
نمی‌توانی دیگران را بگذاری مراقبش باشند ..
هیچ‌کس برایش تو نمی‌شود ... !
یا چیزی را دوست نداشته باش ... یا در مقابلش احساس وظیفه کن!"

این داستان زندگی خیلی از ماست:
کسی را دوست داریم ،
در قفس می‌اندازیمش 
و بعد 
رهایش می‌کنیم به امان خدا
یا در بهترین حالت مسئولیتش را گردن بقیه می‌اندازیم
همین است که بعد از چند وقت پرنده‌هایمان می‌میرند
و گلدان‌هایمان پژمرده می‌شوند ...
مراقب آدم‌هایی که دوست‌شان دارید ، باشید.
یا شروع به دوست داشتن‌شان نکنید یا مسئولیت‌شان را تا آخر قبول کنید!
سخت است....
اما بزرگ‌تان می‌کند..
@bookgeram
@drahmadhelat

عاشقمی مگه نه ؟!

  • ۲۰:۴۴

قهربودیم

درحال #نماز خواندن بود...

نمازش که تموم شد نشسته بودم و توجهی به #همسرم نداشتم ..:)

کتاب #شعرش را برداشت وبایک لحن دلنشین شروع کرد به خواندن.....

ولی من بازباهاش قهربودم!!!!!🙁،

کتاب را گذاشت کنار...به من نگاه کردوگفت:

#غزل_تمام...

#نمازش_تمام...

#دنیا_مات،

#سکوت_بین_من_و_واژه_ها_سکونت_کرد

بازهم بهش نگاه نکردم...

اینبارپرسید:#عاشقمی؟؟؟

سکوت کردم....

گفت:

#عاشقم_گر_نیستی_لطفی_بکن_نفرت_بورز

#بی_تفاوت_بودنت_هرلحظه_آبم_می_کند..

." دوباره بالبخند پرسید:عاشقمــــــی مگه نه؟؟؟؟؟

گفتم:نـــــــه! 

گفت:"

#تو_نه_می_گویے_و_پیداسـت_می_گوید_دلت_آرے. 

#که_این_سان_دشمنی_یعنی_که_خیلی_دوستم_داری..."، زدم زیرخنده....و روبروش نشستم... دیگر نتوانستم به ایشان نگویم که وجودش چقدر #آرامش بخشه...

بهش نگاه کردم و ازته دل گفتم...

خداروشکرکه_هستی....

راوی : همسر یکی از شهدا

  @fatemiyehqom :منبع


مدیران عملیاتی که هیچ حقوقی دریافت نمی کنند !

  • ۱۸:۵۳


نصیحت های فروید به دختر16ساله اش

  • ۰۱:۳۰

در رابطه با قسمت سلامتی شماره 1 و 2 باید عرض کنم که نوشیدن اب برای هرکس در هر فصلی از سال متفاوت است ، به طور کلی صفراوی ها  و  سوداوی هااب بیشتری نسب به بقیه مزاج ها نیاز دارند ، بلغمی ها و دموی ها چون رطوبت بدنشان بالاست از خوردن زیاد اب اجتناب کنند (مراجعه شود به مزاج شناسی وسبک زندگی)، هم چنین تاکید روایات بر این است که شام خورده شود و اگر قرار است وعده ای حذف شود بهترین وعده ناهار می باشد 

زمانی که فروید(بزرگترین روانشناس دنیا) آنا دختر 16 ساله خود را ترک می کرد تا وی استقلال زندگی پیدا کند، تنها 40 نکته به او گوشزد کرد و به گفته خود آنا با اجرای این 40 نکته وی توانست با ایجاد آرامش در خود، در سن 28 سالگی بزرگترین نظریه پرداز روانشناسی شخصیت زمان خود شود. این 40 نکته از این قرار است.

همیشه امیدوار باش، حتی اگر همه گفتند دیگر تمام است

  • ۱۵:۰۷

پروفسور جان فوربز نش 

جان نش صداهایی غیرواقعی را می‌شنید که او را از خطراتی موهوم حذر می‌دادند و وادارش می‌کردند کارهایی برخلاف خواسته‌اش انجام بدهد. رفته رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و زندگی‌اش در آستانه فروپاشی قرار گرفت. کرسی استادی خود را در دانشگاه از دست داد و بالاخره در بیمارستان بستری شد ولی در این دوران همسرش کنار او بود و به او بسیار کمک کرد.

لبخند بزن،دلیلش مهم نیست،

  • ۱۸:۰۵

صبح ها لبخندی بچسبانید گوشه لبتان!

دلیلش مهم نیست، 

اصلا نیازی به دلیل ندارد، 

لبخند است دیگر، 

هفت خان رستم که نیست!!!!

یک لیوان چای تازه دم بنوشید

یک موسیقی خوب برای خودتان پخش کنید 

و گذشته و آینده را بگذارید به حال خودشان

مهم ' همان صبح، همان لبخند، 

همان چای، همان موسیقیست..!!

منبع :کانال دکتر حلت 

Designed By Erfan Powered by Bayan