فقط من

فقط من

دریا باش

  • ۲۲:۱۸

دریا باش...

روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی بیادماندنی بدهد.

راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را بیاورد، بعد یک مشت از آن نمک را داخل لیوان نیمه پُری ریخت و از او خواست آن آب را سر بکشد.


شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را به زحمت بخورد.


استاد پرسید: مزه اش چطور بود؟


شاگرد پاسخ داد: شور است و اصلا نمی شود خورد.


پیرهندو از شاگردش خواست یک مشت نمک بردارد و اورا همراهی کند.


رفتند تا رسیدند کنار دریاچه، استاد از او خواست تا نمک ها را داخل دریاچه بریزد، بعد یک لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و از او خواست آن را بنوشد!


شگارد به راحتی تمامی آب داخل لیوان را سر کشید.


استاد این بار هم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید و شاگرد پاسخ داد: کاملا معمولی بود.


پیرهندو گفت: رنج ها و سختی هایی که انسان در طول زندگی با آن ها روبرو می شود همچون یک مشت نمک هستند و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هرچه بزرگ تر و وسیع تر باشد، می تواند بار آن همه رنج و اندوه را به راحتی تحمل کند، بنابراین سعی کن


یک دریا باشی تا یک لیوان آب...


برگرفته شده از http://dastanack.blogfa.com

  • ۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
فقط من
Designed By Erfan Powered by Bayan